در حال بارگذاری ...

نمایش بی کلام به قلم سید محمد طاهری راد

سید محمد طاهری راد درباره نمایش بی کلام یادداشت و تحقیقی را ارائه کرده است.

به گزارش تئاتر یزد؛ یادداشت نمایش بی کلام از کتاب :   Pantomime ( THE SILENTE THEATER ) نوشته DOUGLAS AND KARI  HUNT : ترجمه و تالیف : سید محمد طاهری راد پیش روی شماست:

مقدمه

 هریک از ما به بازی عشق می ورزیم. وقتی که کودک هستیم مسرور و خندان بازی می کنیم. وقتی که بزرگتر می شویم ، یاد می گیریم که بازی های شاید سرگرم کننده ای انجام دهیم، اما بازی ئی که در ورای آن یک هدف جدی نیز وجود دارد.

    همه ما زندگی را با تقلید کردن از چیزهایی که درباره ما است شروع می کنیم ، و اغلب این تقلیدها را بازی نامگذاری کرده ایم. وقتی که پسرها با ساختن هواپیمای مدل از جهان بزرگسالان تقلید می کنند، یا دختران به وسیله آرایش کردن یا دکوره نمودن خانه های عروسکی این کار را از بزرگسالان تقلید می کنند، آنها نه تنها خودشان را راضی می نمایند بلکه چیزهایی پیرامون جهانی که باید در آن زندگی کنند را نیز یاد می گیرند.

    تئاتر بدین خاطر بوجود آمد که تمامی ابنای بشر بتوانند در آن بازی کنند. تئاتر با تقلید از زندگی، ما را سرگرم ساخته و به ما چیزهایی راجع به جهانی که همگی باید در آن  زندگی کنیم می آموزد.

    تئاتر می تواند فقط بوسیله گوش ها و چشم هایمان به افکارمان دسترسی پیدا کند . ما ممکن است برای آنکه واژگانی از یک نمایشنامه را بخوانیم فقط از چشم هایمان استفاده کنیم، اما تئاتر حقیقتا تا هنگامی که ما از چشم ها و گوش هایمان با هم استفاده نکنیم روح ندارد.

     محول کردن لغات به گوش هایمان و استفاده از چشم هایمان برای دنبال کردن زبان و پیام واقعی تئاتر، همان پانتومیم است ، هنر استفاده از بدن در تقلید زندگی. بشر چرا و چه موقع تقلید از زندگی را شروع کرد؟ چگونه می توان بدون استفاده از لغت با زبان بدن که همان حرکات بدنی برای رساندن مفهوم است صحبت کرد؟  پانتومیم از کجا بوجود آمد و موقعیت امروزیش چیست؟ پاسخ های این سئوالات در داستان پانتومیم نهفته است.

پانتومیم (1)  چیست؟  (*)

  لغات برای مدت مدیدی است که به عنوان یک وسیله ارتباطی برای انتقال ایده ها و افکار از یک شخص به شخص دیگری مورد استفاده قرار می گیرند. اما گاهی اوقات ، افکار هنگام انتقال بوسیله لغات گم می شوند ، زیرا مردم به زبان های متفاوت صحبت می کنند و لغتی مشابه  در دو زبان معمولا مفهومی واحد را ندارد ، زبان ها مداوما  تغییر می یابند و لغات دیروزی ممکن است که همان مفهوم امروزی را منتقل نکنند.

ما آنچنان از لغات  -  سیلی از لغات -  استفاده می کنیم که نمی توانیم بفهمیم که همیشه دیگر چیزها  مثل موزیک ، نقاشی، رقص و ... نیز می توانند سهمی در انتقال مفاهیم داشته  باشند . ما گاهی اوقات وسیله ارتباطی موثرتر ، جهان شمول تر  و بی زمان تر از لغات را فراموش می کنیم .این وسیله را که به قدمت بشر، یا حتی قدیمی تر از آن ، اما به مدرنی تلویزیون و رایانه بوده و شیوه ارتباطی بدون بهره گیری از واژگان است ، پانتومیم می گویند.

    * مترادف این کلمه در ایران لال بازی است و نمایشی است بی سخن یا قصه های کوتاه و پراز حرکت ایرانی که با همراهی یک ساز بازی میشد برای نمونه در یک بازی، بازیگری درخت می شد ، بازیگر دیگری باغبان و بازیگر سومی نقش رهگذر را به عهده می گرفت . بر سرچیدن میوه درخت رهگذر و باغبان بگومگویی خنده آور می پرداختند و ادامه نمایش خوابیدن باغبان زیر سایه درخت بود که درخت جایش را تغییر می داد و باغبان در پی سایه آن از نفس می افتادو ...

    گاهی لال بازی در برنامه های مطربی ایرانی به همراهی یک ساز بازی می شد و از تماشاگران خواسته می شد تا رمز یا ابهامی که در آن بوده است بیان کنند. اگرچه اصطلاح لال بازی در جریان تاریخ دارای معانی گسترده ای بوده است ، اما اکنون بطور کلی اجرای نمایشی را شامل می شود که درآن یک یا تعدادی بازیگر ، بدون گفتگو ، با حرکت ادا و اشاره و میمیک یا همان حرکات چهره ، به بیان مقصود می پردازند. تنها نویسنده ی معروفی که متن پانتومیم دارد مرحوم غلامحسین ساعدی (گوهر مراد ) است.

پانتومیم واقعی ، انتقال یک فکر به وسیله حرکات و فرم گرفتن های بدن است ، اما بیان کلمات به وسیله ژست های بدنی، آنچنان که در  بازی های شرادز (1)  استفاده می شود ، نمی باشد . بلکه انتقال مستقیم افکار و احساسات با استفاده صرف از بدن است .

    پانتومیم ، تنها یک واژه است ، حتی مفهوم صریح بازی پانتومیم را در برندارد . در یونام باستان واژه میم ( 2 )  ، معنی مقلد را می داد ، یعنی مراد بازیگری است که به منظور رساندن افکار یا احساسات به حضار از زندگی تقلید می کرد..

    بعدها وقتی که نمایش وسیع تر و تماشایی تر گردید ، لغت پانتومیم شکل گرفت ، البته با اضافه نمودن لغت پانتوز (3)  ، به معنی همه ، به دنبال واژه میم   ، که این ترکیب شباهت زیادی به آفرینش کلمه سینه راما (4) از لغت سینما ( 5 ) ، برای طراحی یک فیلم وایداسکرین ( 6 ) دارد.

  معنی لغات میم و پانتومیم اکنون تقریبا معادل " اشاره"  یا  " ایما"  البته با بهره گیری از  گفتگو کردن  بدن ( همان حرکات بدنی بدون استفاده از لغات ) کاربرد دارد .

     پانتومیم معمولا به نوع نمایش اطلاق می شود و میم به نمایش دهنده پانتومیم . اگر شما بدانید که تعریف میم از زمان های قدیم ؛ شکل محدود و انحصاری به خود گرفته است شاید اکنون شگفت زده شوید که دریابید میم ها در یونان باستان صحبت می کرده اند.  میم های باستان مقلد زندگی بوده اند اما میم های مدرن مقلد بدون کلام زندگی هستند.

 1-    Charades  نوعی بازی است که در آن یک بازیگر ، لغتی را در واقع بازی می کند تادیگران آن لغت راحدس بزنند.

یک روش نمایش فیلم بر روی پرده عریض است که از چند دوربین برای فیلمبرداری استفاده می شود و در اصل برای نمایش ، نیازمند شش دستگاه نمایش دهنده و گونه ای پرده بسیار پیچیده است که از 1110 نوار عمودی استفاده می کند. این روش نمایشی ، اکنون فقط نیازمند یک دستگاه نمایش دهنده و یک دوربین است. سینه را از ما برای اولین بار در سال 1925 نمایش عمومی پیدا کرد و تمامی کوششهای هالیوود برای پدید آوردن انواع پرده عریض را شامل می شد.

Wide screen  پرده عریض.

     " پانتومیم ، در مفهوم مدرنش (1)  ؛ قسمت زندگی بخش بازیگری است ؛ چنان که اکسیژن قسمت زندگی بخش هوای اطراف ما می باشد . پانتومیم چیزی است که بین بازیگری و خواندن تمایز ایجاد می کند . یک هنرپیشه که دیالوگهای خود را می گوید ، اما قادر نیست که آن گفته ها را بطور موثر با بدن خود بیان کند، در واقع بازی نمی کند."

      قسمتی از حالت های پانتومیم رقصیدن است که با موزیک تنظیم می شود ، این مهم در باله ( 2 ) و همچنین رقصهای آئینی مشهود است.

پانتومیم زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که صحبت کردن با واژه ممکن نباشد . مثلا وقتی که یک افسر راهنمایی، دست خود را بالا می برد ، ضرورتا برای راننده لازم نیست کلمه ایست را برای ترمز کردن بشنود ؛ چون شنونده گفتن ایست او را نمی شنود . افسر از یک ژست پانتومیم استفاده می کند ، او چیزی را بدون استفاده از واژگان و تنها با بدنش می گوید زیرا بنا به دلایل کاملا  تکنیکی ، هیچ آوا یا صوتی نمی تواند در آنجا وجود داشته باشد یا موثر واقع شود ، فیلم های سینمای صامت ، نیز سبک خود را از طریق پانتومیم بهبود می بخشیدند . اما پانتومیم فقط یک قسمت از بازیگری و رقصیدن نیست،وهمینطور  نمی تواند تنها زمانی که کلام به گوش نمی رسد مورد استفاده قرار گیرد .

  این کلمه به معنای جدید می باشد و چون فرهنگ فارسی زیاد از آن استفاده شده و در فرهنگ لغت ماجا افتاده و به ذهن آشناست، از این پس از همین لغت در متن استفاده شده است.

یک رقص نمایشی همراه با موسیقی که در طی آن با حرکت و پانتومیم داستانی شرح داده می شود .

پانتومیم شکلی از هنر است که جای خود را دارد و از زمان یونان و روم باستان تا به امروز عرضه شده است. وقتی که مارسل مارسو ( 1 )  ، بزرگ میم عصر حاضر داستان " دیوید و گلیات " (2) را به صورت پانتومیم اجرا می کند ، او از صدا یا صوت استفاده نمی کند ، زیرا معتقد است که لزومی ندارد و نباید برای رساندن مفهوم یک لغت حتما صحبت کرد. داستان فقط با استفاده از واژگان واضح و آشکار نمی شود، بلکه برقرار کردن ارتباط  با تماشاگر است به طریقه ای که نمی تواند با ادای کلام یا اضافه کردن لغات بیان شود .

    پانتومیم همواره با احساسات و واکنش های بشر سروکار دارد تا افکار و منطقی انتزاعی. قوانین علمی جاذبه را نمی توان از طریق پانتومیم توضیح داد، اما یک میم می تواند به تماشاگرش احساس حالت و کوشش برای بلند کردن یک وزنه سنگین از زمین را انتقال دهد و آنها را وادار به بارورکند. وقتی که این هویت با نمایشگر بصورت غیر منتظره ای ترکیب شد، کمدی آفریده می شود .                          

    یکبار  چارلی چاپلین ( 3 )  در هنگام  فیلمبرداری  صحنه ای ، دورین را  برعکس گذاشت و نتیجتا چارلی و هواپیما وارونه فیلمبرداری شد . در ظاهر چارلی نمی دانست که وارونه است ، در حالی که تماشاگران می دیدند . وقتی که او قمقمه اش را بازکرد تا از آن آب بخورد به نظر می آمد که آب از او دور شده و به بالا پرواز می کند ، و به جاذبه زمین بی اعتنایی می کند . چارلی چاپلین با پانتومیم کردن واکنش های فردی که قادر به درک این واژگونی ناگهانی قانون طبیعت نمی باشد، کمدی آفرید .

   یک بازیگر پانتومیم ، بیش از هر نمایشگر دیگری جایگاهی مختص به خود دارد ، اما او -  میم -  هیچ کمک درخشانی از  متن یا دیالوگ (4) که نویسنده ای آن را برایش نوشته باشد نمی گیرد ، بلکه با بدنش حرف می زند .

  Marcel  یکی از بزرگترین میم های مدرن جهان  David and Goliath Charlie Chaplin    در مبحث بیصداهای بزرگ مفصلا پیرامون آن صحبت خواهد شد

Dialoque    گفتگوی نمایشی او حتی نمی تواند به یک ملودی که توسط یک آهنگساز  برایش ساخته شده است متکی باشدو تنها باید از بدن خود و مهارتش برای انتقال مطلوب وضعیت های احساسی به تماشاگرش استفاده کند . وی در خالص ترین نوع هنر که  پانتومیم  است از کمترین لباس ، نورپردازی و خصوصیات صحنه ای شامل : دکور و آکسسوار و دیگر وسایل صحنه  و  .. استفاده می کند و اینگونه حد فاصل میان خود و تماشاگرانش را به هیچ می رساند

     واقعا پانتومیم چیست؟ زیرا این خود واژگان را لازم ندارد، و واژگان واقعا از شرح آن عاجزند. اما تاریخچه آن مفهوم آن را به گونه ای شرح می دهد که واژگان توصیفی قادر به این کار نیستند.

پانتومیم های اولیه :  

برای یافتن نمونه های اولیه نمایش پانتومیم می باید به زمانی پیش از آنکه انسان اولین نمایش های خود را بازی کند برگردیم. نمونه ای از این مسئله کار زنبور عسل است. یک زنبور عسل وقتی که به کندو مراجعه می کند گونه ای رقص را روی سطح شانه عسل انجام داده و به جا می آورد. طی بررسی هایی که انجام شده ، مشخص گردیده که این رقص یک نوع پانتومیم برای اطلاع دادن به زنبورهای دیگر کندو جهت تعیین محل شهد گلها و فاصله آن از محل کندو است. مثالی دیگر در زمینه پانتومیم خرامیدن طاووس نر است ، این کار را و فقط برای جلب توجه جفتش - همچون نمایش سالیانه بازیگران لال باز- نبوده بلکه ارائه پانتومیم است که به منظور تحت تاثیر قرار دادن جفت خود با استفاده از زیبایی اش می باشد.

مثالهای متعددی در این زمینه وجود دارد ، در کل، تمامی این نمایش ها نشان می دهد که حیوانات و حشرات نیز با استفاده از پانتومیم " در سطح خود" ارتباط برقرار می کنند. از آنجا که حیوانات عموما ، و حشرات خصوصا عادتشان را خیلی کند و تدریجی عوض می کنند، صحیح تر به نظر می رسد که گفته شود نوع پانتومیم مربوط به اینها و در واقع قدمت نوع پانتومیم شخصی ایشان بسیار طولانی تر و پیش ازنمایش آدمی است.

بعد از این مثالهای اولیه، بنظر می آید که نمایشگر بعدی پانتومیم آدم ماقبل تاریخ باشد. تصور اینکه چارلی کرومگنون(1) از شکار به خانه بازگشته و می خواهد به دوستان و اقوامش درباره حوادث آن روز صحبت کند. چندان مشکل بنظر نمی رسد. او بدون شک با داشتن قوه تخیل بیش از یک زنبور عسل قصد داشته که نه تنها درباره محل شکار، بلکه همچنین درباره اینکه چقدر وی شجاعانه شکار را دنبال کرده است و چگونه علیرغم شجاعت و مهارتش ، ارواح پلید مانع غذا آوردن او به خانه شده اند را نیز بگوید. او گاهی اوقات با کمبود واژگان دقیق برای توضیح این مطلب روبرو بوده و از ژست ها و فرم های بدنی برای رساندن منظور خود استفاده کرده و بدین ترتیب رقص و پانتومیم را بوجود آورده است.

    شخصی فرضی به عنوان سمبل مردمان نخستین.

    عادت انسان های اولیه ، مثل عادت زنبورهای عسل تقریبا بندرت و تدریجی عوض می شد ، و به همین دلیل  ما به بسیاری از این نمایش های اولیه که به عنوان آئین نامه های قبیله ای محفوظ مانده اند دسترسی داریم.  بعدها ، زمانی که انسان اولیه شروع به فکر کردن در باره ماهیت اشیاء و توضیح دادن درباره چیزهایی کرد که او قادر به درکشان از طریق موجودات ماوراء الطبیعه نبود ، وی استفاده از پانتومیم و رقص را برای تحت تاثیر قرار دادن این خدایان و دیگر مخلوقات آغاز کرد.       

بر روی دیوارهای غارهای تروئیس فررِس ( 1 )  در آریژ  ؛  واقع در فرانسه ، طراحی هایی از انسان ماقبل تاریخ وجود دارد که به وضوح پانتومیمی را که بر  حیوانات و محتملا خدایان آنها تاثیر گذاشته نشان می دهد. یک طراحی ، انسان ماقبل تاریخ را نشان می دهد که در وضعیت ایستاده قرار داشته باسر یک گاوکوهان دار و دم یک اسب ، او در حال رقص بوده ، یک وسیله موسیقایی به دست دارد و در جلوی یک دسته از حیوانات ایستاده است. نتیجه آنکه وی درحال نمایش یک رقص پانتومیمی برای تحت تاثیر قرار دادن حیوانات و خدایان می باشد.

___________________________________________________

1-           Troic-Freres  in  Ariege   ( به زبان فرانسه به معنای "سه  برادر" است )    این غار در جنوب غربی فرانسه واقع شده است . معروفیت آن بخاطر نقاشی های غار است . این غار برای سه پسر بچه کمتو بوگون نامیده شده است که در سال 1914 کشف شده است . هنر غار به حدود 13000 سال پیش از میلاد می رسد و از مشهورترین و شگفت انگیزترین شخصیتهای انسانی است که دارای ویژگیهای مختلفی از حیوانات مختلف است که ویژگیهای دقیق آنها موضوع بحث است . علاوه برذ نقاشی ها ؛ حجاری های چندین پرنده و ملخ  نیز بر روی قطعه ای استخوان حک شده است . همچنین حک حیواناتی چون شیرها ؛ جغدها و گوزن ها و نیز اشکال انسان ها و جادوگری مشهور به عنوان جادوگر کوچولو نیز در این غار یافت شده است .  

انسان ماقبل تاریخ با نبود حسی قوی از زمان می پنداشت که می تواند نظم اشیاء را واژگونه جلوه دهد ، او می پنداشت که چنانچه شکار موفقی را بصورت پانتومیم نمایش دهد ، به هنگام شکاری ناموفق، در روزی دیگر نمایش پانتومیم به او یاری خواهد کرد.

این پانتومیم ها به منظور تحت تاثیر قراردادن طبیعت استفاده می شدند.

 در تاریخ اساطیر سرخپوستان زونی (1)  آمریکای جنوب غربی ، داستانی درباره الهه های دوشیزه غله وجود دارد که همراه با نیاکان فراموش شده زانی ها از زیرزمین بیرون آمده بودند . این الهه های باکره غله ، حفاظت از انواع مختلف غلات را که بوسیله قبیله کشت می شده به عهده داشتند . آنان در جایی مخفی شده و به هنگام تهدید بوسیله خدای موسیقی، پروانه ها و گلها، دست یاری به سوی دیگر خدایان دراز کرده و محصول غله را حفظ می نمودند.شکل نمایش این داستان که غالبا در فرم پانتومیم بوده ، هر چهار سال یک بار بوسیله زانی ها اجرا می شده است ، و این کار نه به منظور جشن گرفتن این واقعه ، بلکه برای طلب باران برای محصول غله بوده است.

مراسم طلب باران ، همچنان بوسیله سرخپوستان جنوب غربی نمایش داده می شود. اما سرخپوستان دیگرمردمان بدوی نبوده ومراسم فوق اکنون بیشتربرای جذب توریست ها انجام می گیرید تا تحت تاثیر قرار دادن طبیعت.

-      Zuni Indians  سرخپوستان زونی بخش مهمی از فرهنگ جنوب غربی آمریکا بوده است ؛ بسیاری از انسان شناسان معتقدند که قبیله زونی در حدود  3000 تا 4000 سال در همان منطقه زمین زندگی می کردند  .  

همه پانتومیم های اولیه ،مذهبی یا جدی نیستند، تعدادی ازآنها صرفا برای سرگرمی و تفریح انجام می شدند ، اینچنین پانتومیم ها بوسیله سرخپوستان جزایر آلئو شن (1) نمایش داده می شوند . نمایشگران؛  پانتومیمی را ارائه می دهند که در آن شکارچیان یک پرنده زیبا را دیده و به آن تیراندازی کرده و پرنده از آسمان به زمین فرو می افتد . وقتی که پرنده می افتد به زنی زیبا تغییر شکل می دهد . این پانتومیم محتملا با استفاده از فکری آرزومندانه ساخته شده است.

   دیگر پانتومیم های اولیه داستان یک واقعه ای افسانه ای در تاریخ یک قبیله را نقل می کردند. در بعضی موارد این افسانه ها واقعی است . در مواردی دیگر اسطوره ، و در برخی موارد واقعه اساسا حقیقی بوده ، اما داستان تقریبا با پیشرفت در طی زمان شکل یک اسطوره را بخود گرفته است.

سرخپوستان هوپی (2)  یک رقص مار را انجام می دادند تا داستان کشمکش کردن هوپی ها را با یک دیو بزرگ که از زمین بلند می شد و بالا می آمد و سیلی می آفرید  نقل نمایند. سرزمین زیر سیل فرومی رفت ، و هوپی ها مجبور به عزیمت به شکارگاه های دیگر می شدند . همچون بسیاری از افسانه ها درباره بلایای طبیعی این نیز احتمالا  بر اساس حادثه ای واقعی است . دیوها و دیگر شخصیت ها به منظور توضیح این بدبختی و ساختن داستان و جذاب تر نمودن نمایش اضافه می شدند . چون این شیوه  برای پانتومیم  قابلیت اجرایی بیشتری داشت که دیوی را که باعث سیل ها بود  نشان بدهند تا اینکه بخواهند خود سیل را نمایش بدهند. یک سیل از خصوصیات انسانی بسیار کمتری برخوردار است تا بتواند توسط نمایشگری مورد تقلید واقع شود.

 اما این پانتومیم ها ، که به منظور سرگرم نمودن و تحت تاثیر قرار دادن خدایان بوجود آمده و برروی زمین به نمایش در می آمدند سرنوشتی محتوم را برای رسیدن به جایگاهی بالاتر داشتند. سرانجام متمدن ترین فرهنگ های کهن از طریق نمایش هایی از این نوع پیشرفت یافتند و تئاتر و پانتومیم به شکلی که اکنون ما می شناسیم بوجود آمد.

Aleution Islands

Hopi Indians یک قبیله بومی آمریکایی است در شمال شرقی ایالت آریزونا است که به نام هاپی هم گفته می شود خودتان تجربه کنید:

آیا شما دوست دارید خودتان پانتومیم کار کنید ؟ نه تنها هرکس دوست دارد که یک بازیگر حرفه ای پانتومیم باشد بلکه فقطاز تجربه پانتومیم هم می تواند بهره مند شود. همانطوری که ما احتیاج داریم که لغاتمان را به دقت انتخاب کنیم ، همانطور هم احتیاج داریم که بدقت از بدنمان استفاده کنیم تا بدنمان ایده ها و تصاویری که ما می خواهیم دیگران آن را ببینند عرضه بدارد. اغلب برای دختران و زنان بیشتر از آنکه بخواهند راجع به یک لباس تازه ،آرایش مو و کفش نظر بدهند، مطالعه کیفیت و چگونگی به شادی قدم زدن سود خواهد داشت ، اغلب مردان، بطور اعم، خیلی بیشتر از اینکه بدانند با دستهایشان چه کار باید بکنند مشکل دارند تا اینکه بخواهند بدانند با صدایشان چه کار باید بکنند. پانتومیم نه تنها می تواند نوعی ارتباط با دیگران را از طریق حرکت برقرار کند، بلکه با استفاده از همان حرکات روی دیگران اثر نیز می گذارد. اگر شما راه رفتن مطمئن را تمرین کنید ، بیشتر احساس اطمینان می کنید.

  البته بهترین راه برای یاد گرفتن پانتومیم مطالعه و تمرین با یک متخصص پانتومیم به عنوان معلم است. اغلب مدارس هنری ( البته در کشورهای دیگر در حال حاضر) معلمان خوبی برای پانتومیم دارند و بسیاری از اینها ، کلاسها را به یک سطح خوب پانتومیم هدایت می کنند. در شهر نیویورک ، لیونل شپارد ، ماتا و هری (1) و اتینی دوکروکس این امر را بعهده دارند.

     اما در گذشته همه میم ها ،یک مطالعه مشخص و عمیقی از پانتومیم نداشتند، بسیاری از میم های کمیک هنرشان را از نمایش دهنده های واقعی یاد می گرفتند و قبل از اینکه عموم آن را ببینند بارها تمرین می کردند. باسترکیتون، رداسکلتون و هارپومارکس، در آغاز جوانی نمایش را شروع کردند و هنرشان را در سالهای بعد کامل کردند، اگر شما از جوانی شروع کنید ، قبل از اینکه هیچ تماشاگری داشته باشید، و به اندازه کافی از استعداد و صبر و تحمل نیز بهره مند باشید، بازیگر بزرگی خواهید شد. متاسفانه این روش آموزش و پیشرفت روزبروز مشکل تر و مشکل تر خواهد شد. فرصت ها در حیات نمایش پانتومیم مداوما کمتر می شود. و سطح مهارت یک بازیگر بطور مداوم زیاد می شود.

درحال حاضر روشن نیست که از کجا پانتومیمم کمیک در آینده نیز می تواند تجربیات جدیدش را بدست بیاورد.

    بین دو مرز یادگرفتن رسمی این هنر با آموزش آن با وضعیتی بد و تجربیاتی درهم و برهم و آشفته تفاوتهایی وجود دارد. فردی که می خواهد مهارتهایش را در زمینه پانتومیم توسعه دهد باید دست به اقدام بزرگی بزند که این اقدام وی تفاوت مرز بین یادگیری رسمی و داشتن تجربیات آشفته را مشخص می کند.

 اول از همه خوب است بخاطر داشته باشیم که پانتومیم یک سری اعمال فیزیکی است و هنر میم عبارت است از کنترل نمودن بسیاری عالی بدن و حرکاتش. در مرحله پیشرفته تر ، نه تنها تمرین در پانتومیم مهم است بلکه ورزش،رژیم غذایی و ژیمناستیک نیز مهم هستند. ورزش هایی که خیلی مفید می باشند، آنهایی هستند که قابلیت کنترل بدن را افزایش می دهند، مثل: تنیس، که بر ورزشهای دیگر که توانایی دسته مشخصی از عضلات را افزایش می دهند، مثل: وزنه برداری، ارجحیت دارند. تمرینات اگرچه تمرین یک مسئله فردی است ولی برای پیشرفت قدرت فیزیکی،  حتما یک آموزگار لازم خواهد بود. چون به نوع ورزش هایی احتیاج است ، که به فرد کنترل بر روی تمام عضلات بدن را می دهد. بعضی از پانتومیم کارها تمرینات یوگا رابرای پیشرفت کنترل شخصی بدن یک بازیگر پانتومیم توصیه می کنند.

    یک پانتومیم کار همانند یک ورزشکار باید علاوه بر هماهنگی بین عضلات برروی آنها کنترل نیز داشته باشد البته نه آنچنانچه یک ورزشکار دارد- اگرچه اینچنین فکر می شود- بلکه یک پانتومیم کار باید بر روی تمامی عضلات بدنش کنترل داشته باشد، بدنش ورزیده می شود. پانتومیم کار اگر لازم باشد باید قادر باشد که مثل یک ورزشکار عمل کند، اما ورزشکار احتیاجی نیست که مثل یک پانتومیم کار به نظر بیاید و عمل کند و یا حتی مثل یک ورزشکار، به همان قدرت و توانایی او بتواند بطور موفقیت آمیزی رقابت کند.

در یادگیری پانتومیم نیز درست مثل یادگیری هر زبان دیگری که ابتدا باید لغات مربوط به آن را یاد گرفت ، بازیگر باید اول حرکات فردی، ایما و اشاره ها و همچنین حرکات مورد استفاده در سخن گفتن را یاد بگیرد. سپس همانطور که یک نویسنده لغات را کنار یکدیگر می گذارد تا با استفاده از آن لغات ، یک داستان یا تصویری خلق کند که برانگیزاننده احساس هیجان در خوانندگاش شود، بازیگر پانتومیم نیز یاد می گیرید که این تواناییهای منفرد ( اشاره ها و حرکات) را با یکدیگر جمع کند ، به هم پیوند دهد و با آن یک داستان بگوید یا اینکه موجب نوعی احساس هیجان در تماشاچی هایش بشود.

    لغت نامه پانتومیم می تواند بوسیله مشاهده وتقلید از مردم ،مردمی که در سنین مختلف با جنس و ملیتهای متفاوت و حتی نوع حرکات و ورابشان آنگونه که در فضاها و موقعیت های مختلف حرکت می نند ساخته شده باشد. روشی که این مردم از پاها و دستها ، بازوان یا سرهایشان و بالاخره از سایر اعضای بدنشان استفاده می کنند.

    برای اینکه کارهای سادهای مثل کشیدن یک طناب یا حفر کردن با یک بیل بصورت پانتومیم نمایشد داده شود، ابتدا باید مشاهده کرد و سپس سعی کرد تاکار واقعی را با یک طناب یا یک بیل انجام داد، بعد آن را به حد کافی اغراق آمیز تقلید کرد تا کاری که شما انجام می دهید برای بیننده واضح و آشکار شود. عمل باید اصلاح شود تا به حد کافی واضح باشد. برای مثال شما باید به تماشاگر عمل کشیدن طناب را بصورت پانتومیم نشان دهید، اول باید بصورت پانتومیم نشان دهید که دارید طناب را به آسانی می کشید، سپس به صورت سخت و نهایتا خیلی سخت. چگونگی وضعیت مختلف بدنی را در هردرجه از کوشش مشاهده کنید. وقتی که شما به سادگی دارید طناب را می کشید، پاها می توانند در کنار یکدیگر قرار گرفته باشدند .همانطور که سعی بیشتر می شود پاهای مخالف جهت کشش باید بیشتر باز شوند و زانویی که در طرف جهت کشش است باید بیشتر خم شود، وضع شانه ها هم وقتی که کشش سخت است از وقتی که کشش آسان است با هم متفاوت است. نگاه کنید که چگونه بازیگر روی صحنه راه می رود قبل از اینکه بازیگر نمایش را شروع کند، شما می توانید احساس کنید او براستی حرفه ای است با نه.

یک بازیگر خوب می تواند فقط بوسیله قدم زدن روی صحنه موضوعی را که می خواهد بگوید به تماشاگرش انتقال بدهد ، توجه کنید به طریقه های مختلفی که مردم از گونه های متفاوت راه می روند.

مرحله دودلی و شک برای راه رفتن بچه، مرحله اعتماد در جوان، اردک وار راه رفتن یک نفر خیلی چاق و دوباره مرحله شک و دودلی در سنین خیلی پیری، یک پانتومیم کار خوب می تواند هریک از این راه رفتن ها را شبیه سازی کند، و خیلی از انواع دیگر را بدون اینکه از یک نقطه صحنه به نقطه دیگر برود فقط با درجا زدن، حالت راه رفتن را القاء کند. به منظور شبیه سازی راه رفتن های گوناگون ، پانتومیم کار یا میم باید حرکات متفاوت و گوناگون بدن مردم را انتخاب کند و جایگزین کردن سلامت جسمی و روانی آنها رایاد بگیرد. او باید بطور زیرکانه و دقیق حرکات آنها را تجزیه و تحلیل کرده ، حتی اغراق گویی کند و برای ارتباط با تماشاگر آن را اصلاح نماید، بنحو مطلوبی که تماشاگر کاملا این را حس کند. پانتومیم کار یا میم شرایطی را برای ما بوجود می آورد تا بطور وضوح آنچه را که فقط بطور معمول در زندگی روزانه و در یک فاصله زمانی طولانی در دنیای واقعی می توانیم ببینیم ، مشاهده کنیم . البته اشارات پانتومیم استاندارد وجود دارند، بطور مثال ، انگشت روی لب گذاشتن برای سکوت، یا دست روی پیشانی برای توصیف غمگینی و ناراحتی . اما یک پانتومیم کار باید از اینها بسیار صرفه جویانه استفاده کند. در غیر اینصورت هنر او رو به زوال می رود و از بین می رود. گذشته از همه اینها یک پانتومیم کار نباید به تماشاچی این احساس را که او متاسفانه صدایش را از دست داده است انتقال بدهد.

    بخاطر داشته باشید که وقتی بخواهید بصورت پانتومیم وجود یک شیئی را که وجود ندارد نشان دهید، باید بدانید که آن شیئدارای یک سختی است و نمی تواند خودش به تنهایی حرکت کند. برای مثال ، اگر شما بصورت پانتومیم حفر کردن یک چاله را با بیل نشان داده و نمایش می دهید، و در هردو دست بیل را گرفته اید. دستها باید وقتی که با بیل مشغول کار هستید درست همانطوری که اگر واقعا یک بیل وجود داشت عمل کنند. این ها بصورت تئوری، بدیهی و واضح است اما در تمرین سخت می باشند. وقتی مارسل مارسو پانتومیمی را به اسم " قفس" انجام می داد، به نظر می آمد که دیوارهای قفس حقیقتا وجود دارند و دست هایش آن را لمس می کند، البته واقعا هیچ دیواری روی صحنه وجود نداشت.

    هنگامی که دست هایش حرکت می کردند و او خودش روی صحنه در داخل قفس نامرئی حرکت می کرد، دیوارهای قفس در فضا ؛ ثابت باقی ماندند، همان طوری که او آنها را لمس می کرد، این احساس را در تماشاگران بوجود می آورد که این دیوار غیرقابل شکافتن و خراب شدن است. حتی واقعی تر از آنکه یک دیوار واقعی روی صحنه باشد. احساس اینکه قادر نباشیم یک دیوار غیرواقعی را خراب کنیم ، به همان اندازه ای که یک دیوار واقعی را نتوانیم خراب کنیم ترسناک است.

    مهارت در رقصاندن خرسها ، با مهارت در پانتومیم ارتباط دارد. اگرچه رقصیدن و کار پانتومیم به هیچ وجه یک معنی را ندارد، رقصیدن شاعرانه است و پانتومیم شبیه یک سخن عاری از لطافت. "پانتومیم مثل یک سخن عاری از لطافت " ممکن است آهنگ خودش را داشته باشد ،اما تحت تاثیر آهنگ موزیک قرار نمی گیرد آنطور که رقص قرار می گیرد.

   البته تفاوت های دیگری هم وجود دارند، وقتی یک مرد رقصنده، همرقصش را در هوا بالا می برد و باید نگهداریش کند و مواظب اشتباه چشمی ئی که باعث می شود رقصنده بیافتد و همچنین عرق نیز نکند. در صورتی که یک پانتومیم کار شیئی را که وجود ندارد بالا می برد وانمود می کند که آن شیئ روی سرش قرار گرفته و فقط باید به نظر بیاید که او تحت فشار است.

   وقتی واقعیت را حاشا می کند اما پانتومیم کار، واقعیت را از هیچ می آفریند. در جلوی یک آینه تمرین کردن می تواند تا حدودی کمک کند، اما خطرناک است. شما نمی توانید در آن واحد هم بازیگر باشید و هم تماشاگر بهتر است که با شخصی که او هم علاقه مند به یادگیری پانتومیم است کار کنید. شما می توانید یکدیگر را ببینید و پانتومیم را بوسیله آموختن به یکدیگر یاد بگیرید. اگر شما با یک همبازی، تمرین پانتومیم می کنید، می توانید آن را بصورت یک بازی انجام دهید ، بدینصورت که هر کسی اجازه داشته باشد هر شخصیت یا حالتی را که خودش می خواهد بگیرید.

برای تمرین در این مورد هر چیزی می تواند مد نظر باشد اما باید بر اساس چیزهایی باشد که هر دو نفر مشاهده کرده باشند. مثلا یک تمرین خوبی این است که شما از بازیگرانتان بخواهید که نقش یک شیر اهلی را بازی کنند که از یک حلقه می پرد، این در صورتی است که بازیگران ، هم تماشاچیان هیجان زده را دیده باشند و هم شیرهای اهلی را و در غیر اینصورت باید به آنها آموخته بشود.

برای این کار شما می توانید یک چیز خیلی قدیمی را جهت بازی کردن پانتومیم به آنها یاد بدهید و آن هم آموزش هایی است که راهنمایان در مصر به توریست ها می فروشند، در صورتی که شما با آنها آشنا باشید یا اینکه قبلا آنها را دیده باشید. هدف در خلق یک پانتومیم این است که تماشاچیان بتوانند آن را درک کنند و شما احساس اینکه توانسته باشید خیلی خوب چیزها را برای فهماندن آن به هم مرتبط کرده ، داشته باشد. و دقیقا معادل این که شما از مقداری بسیار زیاد و وسیع لغات برای فهماندن استفاده کرده باشید.

    بعد از اینکه شما این لغتنامه پانتومیم را ساختید می توانید شروع کنید که داستانها را به پانتومیم بگویید. بخاطر داشته باشید بهترین حالتی که داستان را می شود گفت این است که بدون نقشه ترسیم شده باشد ودر واقع بالبداهه باشد. نگذارید ایده ای که شما می خواهید توضیح دهید خیلی واضح و آشکار بشود، اما همیشه در حرکاتتان آن را در نظر داشته باشید و حرکاتتان تحت تاثیر آن ایده باشد. البته داستان به تنهایی می تواند واضح باشد در صورتی که همانطور هم می تواند ساده یا خیلی پیچیده باشد که این بستگی به نظر شما دارد. مارسل مارسو داستانهایی را بصورت پانتومیم بازی کرده که بعضی از آنها به سادگی گرفتن یک پروانه بوده است و بعضی از آنها به پیچیدگی و مشکلی پانتومیم های دراماتوریزه شده داستان " شنل" ، نیکولای گوگول (1).

   The over coat of Nikolai Gogol’s

در هر حال هر داستان یا داستانهایی را که شما انتخاب می کنید باید این مسئله را بخاطر داشته باشید که پانتومیم همیشه در رابطه با حالا و امروز است و غیرممکن است که بتوانید در پانتومیم نشان بدهید که یک واقعه ای تا سه شنبه آینده اتفاق نخواهد افتاد، یا شش سال قبل اتفاق افتاده است.

    به همین دلیل پانتومیم و هنر میم یک کارآموزی نامیده می شود که فقط با زمان حال ارتباط دارد. شما می توانید داستان را در زمان کوتاهی بگویید و آن گفته تان ، به صورت دارم گفته بشود. یک پانتومیم کار یا میم  می تواند زمان را به صورتی که برای خودش مناسب باشد کوتاه کند که بستگی به مهارت و استادی او دارد. اما داستان باید طوری باشد که بشود با این تکنیک آن را جور کرد.

دیگر تکنیک ها و روش ها برای انتقال معنی و مفهوم دلخواه کم کم که کارتان پیشرفت می کند به دستتان می آید. برای مثال، در صحبت کردن ، شخص برای اینکه بتواند روی یک نقطه تاکید داشته باشد و آن را نشان بدهد می تواند از یک مکث بدون صدا استفاده کند. جک بنی(1) ، یکی از بزرگترین پیشکسوتان این تکنیک در کمدی است. به همین روش یک پانتومیم کار می تواند این توقف را که در نمایشهای ناطق و گویا بوسیله مکث بطور خیلی واضح تر، بوسیله استفاده از مکثی که در حرکات بدنی اش می کند نشان بدهد. پانتومیم کاری را تصور کنید که یک تکه ران خوک نمک زده را گم کرده است، مثل گریمالدی ، که آن تکه از زیر کتش سرخورده و افتاده است. یک افسر پلیس از پشت سر با دستش روی شانه وی می زند و او را صدا می کند، او بجای اینکه بدور خود بگردد یا اینکه فرار کند، خیلی بامزه تر و دلنشین تر است که همانجا بدون حرکت خشکش بزند. یک مکث، وقتی که بجا و به موقع انجام بشود، به نمایشگران این فرصت را می دهد که تماشاگر حواسش را جمع کند. فاصله زمانی مکث می تواند فقط با تجربه آموخته شود قبل از اینکه تماشاچی یی وجود دارشته باشد و بنابراین، یکی دیگر از جنبه های باارزش داستانهای پانتومیمی این است.

Jack Benny

همانطور که شما تمرین می کنید و مهارتتان را افزایش می دهید، محدوده آن چیزی را که می توانید انجام بدهید و آنچه را که می خواهید انجام بدهید وسعت بیشتری می یابد . یک پانتومیم کار باید قادر باشد که هرگونه شخصیت پردازی را که او دلش می خواهد بپذیرد. بدون اینکه مجبور باشد رعایت طرز لباس ، یا قواعدی را بکند. به این دلایل اغلب پانتومیم کارها یک نوع لباس ساده و خنثی می پوشند و صورتی که سفید شده و البته آنهم یک رسم قدیمی است. شما ممکن است که بخواهید بعضی از شخصیت پردازی های خودتان را قوی کرده پیشرفت دهید، به همین دلیل به او یک لباسی که بر هیچ روش یا زمان یا مکان مشخصی دلالت ندارد می پوشانید. مارسل مارسو قادر است که در آن واحد روی صحنه هم داود باشد و هم گلیات. لیونل شپارد نیز چون یک لباس سر اندرپا و تمام قد ساده مشکی پوشیده و وصورت خود را سفید کرده قادر است که در یک برنامه به عنوان یک سرباز، دارکوب، اولین آدم و ژابرووک ظاهر شود، بدون اینکه لباسش را عوض کند. هر چیزی که شما برای کارتان انتخاب می کنید باید با آن روش پانتومیم که کار می کنید منطبق بوده و انطباق داشته باشد.

    پانتومیم یک چیز شخصی و انفرادی است ، هر چیزی که می توانید از دیگران یاد بگیرید و سپس هر چیزی که به شما مراجعه می کند در طی زمان، دریافت کرده و آن را درک کنید.




مطالب مرتبط

رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان:

آمادگی برگزاری جشنواره نمایش‌های میدانی در ابرکوه را داریم
رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان:

آمادگی برگزاری جشنواره نمایش‌های میدانی در ابرکوه را داریم

رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ابرکوه گفت: به نظر می رسد وقتی می خواهیم مفهومی را به ذهن جامعه متبادر کنیم، بهره گیری از ابزار هنر یکی از بهترین روش ها و راهکارهای تفهیم این مقوله ها به جامعه است تا در مورد آن فکر کرده و بهتر تصمیم گیری کنند.

|

«ردای سرخ خورشید» در ابرکوه به روی صحنه می رود

«ردای سرخ خورشید» در ابرکوه به روی صحنه می رود

مسئول انجمن هنرهای نمایشی ابرکوه گفت: نمایش مذهبی «ردای سرخ خورشید» روایتی از مقاتل کربلا با تلفیقی از هنر تعزیه و نمایش است که با هدف ترویج فرهنگ عاشورا و مکتب امام حسین(ع) در محرم الحرام سال جاری در ابرکوه به روی صحنه رفته است.

|

با حضور فرماندار میبد و مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد؛

نشست سراسری سالیانه انجمن هنرهای نمایشی میبد برگزار شد
با حضور فرماندار میبد و مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد؛

نشست سراسری سالیانه انجمن هنرهای نمایشی میبد برگزار شد

نخستین نشست سراسری سالیانه هنرمندان تئاتر میبد که در دوره جدید مدیریت این انجمن برنامه ریزی شده است، با حضور فرماندار میبد، مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد و جمعی از هنرمندان و فعالین این رشته در فرمانداری میبد برگزار شد.

|

نظرات کاربران