در حال بارگذاری ...
  • نقدی دیگر بر نمایش «جی/G»

    از تحلیل متن تا اجرا

    در آغاز کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود

    سید محمد رضا گلزاری؛ امروزه برای تحلیل یک اثر هنری(نمایشنامه) شیوه های گوناگونی وجود دارد. تحلیل از دیدگاه کارگردان، دراماتورژ، نویسنده، منتقد، بازیگر، طراحان، متاقیزیک تحلیل و .......

    در مرحله نخست، کارگردان باید از ساحت فنی و تکنیکی، تم، موضوع، ژانر، شیوه یا متد، مکتب، کاراکتر محوری(پروتاگونیست) و کاراکتر مخالف(آنتا گونیست)، ستیز صوری و ماهوی، از ساحت کمی و کیفی و دیگر عناصر درون نمایشنامه را تشخیص دهد.

    در مرحله بعد شیوه ی کارگردانی خود(کلاسیک،مدرن، پست مدرن، اپیک و .....) را اتخاذ کند. در این اجرا با یک "ترادژی مدرن"( هرچندرگه هایی از کمدی در آن دیده می شود) که در مکتب رئالسیم نوشته شده روبرو هستیم.

    پاسی از شب گذشته، قهرمان مدرن تک و تنها بدون پشتوانه عاطفی، خانوادگی، آسمانی، در زیر فشار چرخ دنده های زندگی ماشینی و صنعتی، الینه شده و در توهمات خود فکر می کند، صدای از طبقه بالای آپارتمان  آن ها می آید؛ به همین دلیل همسرش را صدا می زند تا او هم در تو همات او شریک شود.

    فصل شروع نمایش از این جاست، اما نقطه شروع قبل از آغاز نمایش و مصادف با اخراج و بیکاری مرد از شش ماه است که بعد در بستر درام ما متوجه این موضوع می شویم. مرد نمایشنامه تک و تنهاست؛ زن هم همین طور و این یادآور نظریه فلسفی "کی یر که گور" در تبیین ترادژی ست، که بر  نیاز ناامیدانه ی انسان  به گریز از یک الگوی تحمیلی سخن می گوید.

    کاراکترهای نمایشنامه "جی" تحت سیطره ی یک الگوی تحمیلی و در یک چرخش تکراری گرفتار شده اند و کوشش برای رهایی از این وضعیت اسفبار فایده ی ندارد. کاراکتر مرد(هومن) یا به دلیل این که دچار هوبریس شده(تمرد آگاهانه از فرمان خدا، قانون، سیستم و...) یا به دلیل شرایط اقتصادی، مدام از کار برکنار یا تعدیل و تعلیق می شود، و هم چنین هامارتیای او (نقص جسمی و خطا) درد گردن و خطا در تشخیص صداست که فکر می کند از طبقه بالا ست، در حالی که آنجا خالی ست

    زن(ملیکا) نمایشنامه با این که معلم زبان انگلیسی ست، هرچند در روساخت درام موافق شرایط موجود است ولی در ژرف ساخت از وضعیت خود ناراضی ست و هر دو در این چرخه تکراری گرفتار شده اند.

    کاراکتر مخالف "جامعه" است که شر ایطی به وجود آورده که مرد و زن درام ما هر دو در آن گرفتار و متنفر باشند، هم چنان که بارها در کسوت دیالوگ کلمه انگلیسی متنفر بودن (abhor,detest,loathe) تکرار می شود.

    درام از ساحت کمی "تک پرده ای بسیار بلند" و از ساحت کیفی" صاحب تز اجتماعی" ست؛ چراکه به مسئله زن و مرد و اجتماع توجه دارد. همچنین کاراکترها مردم اجتماع و متعارف می باشند.

    نویسنده پیشنهاد فکر را می دهد، اما راه حل را ارائه نمی دهد. و در دسته بندی درام در دو شکل وسیع نمایشی در گروه درام  "تقلیدی" ست؛ به دلیل این که شرایط انسانی را بازتاب می دهد و معنا در اثر ضمنی و پنهان و اثر به عنوان یک عین زیبایی شناسانه ی کامل بیان می شود.

    ستیز برتر صوری و مبتنی "برستیز کاراکتر" آدم با جامعه است. ستیز" مبتنی برخود "نیز مرد با توهمات خودش و ستیز" مبتنی بر شخصیت" جسمانی در درد گردن مرد  و "ستیزاخلاقی"  فکر می کند، زمانی که پرده پنجره اتاق باز باشد، همسایه ها او را می بینند.

    راز مهم نمایش "جی" در مفهوم "خانه" است. خانه به مفهوم دقیق فلسفی حریمی ست، که آدمی درآن احساس امنیت، آرامش و صداقت می کند؛ برای آنکه در محدوده ی خانه آدمی از آفات و خطرات و همچنین نگاه داوری دیگران تا حد زیادی در امان است. خانه جایگاه دلبستگی نیز هست. اما مرد در خانه احساس می کند در زیر نگاه داوری دیگران قرار دارد، به همین دلیل زمانی که پرده اتاق باز باشد به خواب نمی رود. و زن نیز در خانه خود احساس آرامش و امنیت ندارد. بنابراین خانه برای هر دوی آن ها تبدیل به یک زندان شده، که در آن اسیر گردیده اند.

    با این توضیحات اندک به سراغ اجرا می رویم.

    به اعتقاد نگارنده "صادق نصیری" از مرحله اول به خوبی عبور کرده است. شیوه ی اجرا با توجه به ژانر و مکتب نمایشنامه انتخاب شده و در همین راستا نصیری از دکور واقع گرایی گزینشی بهره گرفته، هرچند که طول و عرض تخت خواب مانع از آن شده تا او بتواند در پلان های مختلف صحنه میزانسن بدهد؛ اما او به خوبی توانسته با اینکه بازیگر زن او بیشتر روی تخت خواب است، با خلق  "بیزینس" ها

    ( ,Business نه به معنای تجارت،بلکه به معنای حرکات موضعی در هر پلان) و"کامپوزیشن" های,Compositi) شیوه ای ست که، با استفاده از امکانات اجرایی،افکار و احساسات پنهان را آشکار می سازد و...) متفاوت سکون زن را تبدیل به حرکت کند و با طراحی "موومنت"(,Movementبه معنای حرکت از یک پلان به پلان دیگر) برای بازیگر مرد در کمپوزیسیون صحنه، علی رغم  خطی بودن میزانسن تعادل برقرارکند. بازی ها، دکور و اشیاء رئال است. "هادی آقا برزگی" بازیگر مرد(هومن) نشان داده که هم بازیگری "کمدین" ( فطری و ذاتی) و هم "انتلکت" (فنی و تکنیکی ست) چرا که همزمان از ژست کلامی و بدنی و مهمتر از آن میمیک چهره متناسب با هر موقعیت و شرایطی بهره می گیرد. او به خوبی پارتیتور نقش خود را ایفا می کند.

    "مهرنوش مقیمی" نیز نقش خو د را روان ایفا می کند و در دیالوگی که به زبان انگلیسی صحبت می کند، به خوبی با استفاده از اموشن( ,emotionحالتی که شخصیت کاراکتر دارد) تنهایی، عشق و خیانت را در چهره و میمیک خود نشان می دهد و ما تکه، تکه شدن و تنهایی انسان مدرن و سرخوردگی از درون او را می بینیم، که چگونه کاراکتر مدرن از درون تحت فشار است و دست به یک سفر درونی می زند و در این سفر به ازخود بیگانگی مفرط می رسد. اما هر دو بازیگر گاهی اوقات درحفظ تمپو، ریتم، حس و حال و مود صحنه بدون دقت عمل می کنند. باید توجه داشت که تمپو و ریتم در صحنه تنها مختص حرکت نیست، بلکه در سکوت، در میمیک و در کلیت صحنه دخیل است.

    "امین محمدی نیا"متناسب با حس و حال و مود صحنه موسیقی تماتیک در صدای نویز پس زمینه و موسیقی دراماتیک در توهمات ذهنی مرد را ساخته که به خوبی در پیشبرد روند دراماتیک داستان به کمک می آید. در این اجرا علی رغم نکات قوت و ضعف متن به عنوان نمونه در پاساژهای که نویسنده در درام به وجود آورده و مدام بحث ها بدون رابطه علت و معلولی شکسته می شود و باب جدیدی باز می گردد.

    نصیری به خوبی توانسته با  ترکیب در صحنه ی خود تنهایی، انزوا، ازخود بیگانگی و هذیان کاراکتر مدرن را نشان دهد. او هم چنین توانسته با چینش بازیگران و عناصر در صحنه خصیوصات مکتب رئالیسم  تحت عنوان همین جا، همین مسائل، هم اکنون و همین اشخاص را به خوبی نشان دهد.

    اما نگارنده معتقد است با تمام نقاط مثبت اجرا و متن، ضعف هایی نیز هر دو  زمینه دیده می شود. اگر طراحی صحنه به گونه ی دیگر بود، کارگردان می توانست از نور، صدا، موسیقی، بازیگران و ترکیب در صحنه خود استفاده های بهتر و بیشتری را ببرد.

    و دیگر این که صادق نصیری با توجه به کارنامه درخشان خود و این که به خوبی به مشخصات و سینو گرافی سالن و صحنه اشراف دارد، در این اجرا نیز نمره قابل قبولی در کارگردانی می گیرد.

    در پایان به صادق نصیری و گروه اجرایی خسته نباشید می گویم و برای آن ها آروزی پیروزی و موفقیت دارم.

    این نوشته را با احترام تقدیم می کنم به تمامی اساتید بزرگوارم و به تمامی هنرمندان شریف، عزیز، دوست داشتنی، پیشکسوت و جوان استان یزد.  

     

     




    نظرات کاربران